خودت خواستی آهید!

بعضی وقتها خدا یک چیزی را به آدم می دهد ..و در عین حال نمی دهد..متوجه هستین چه می گویم.. خوب می دانم که نیستین ..فقط همین را بگویم که خدا می خواهد شما محکم باشین ..مثل آسمان ...

 اعتراف می کنم که یک آرزویی داشتم چند سال پیش ...آدمی را می خواستم که تمام تنهایی اش را با من قسمت کند .. و حالا به این آرزوی دور و درازم رسیده بودم .. همین آدمی که توی پست قبل برایتان گفتم آدمی که تمام تنهایی هایش را با آدم تقسیم می کند .. و وقتی تو بهش زنگ می زنی نمی گوید حمامم بعدا... قبل تر ها دوست داشتم اینطوری باشد .. دقیقا همین آدم باشد.آدمی که هیچ وقت رجکت نکند آدم را ..هیچ وقت اس ام اس ادم را دیر جواب ندهد.. بعد نگوید دستم بند بود..یا چه می دانم کار داشتم..همین آدمی که یک ریز در گوش آدم بخواند دوست دارم ..گل بگیرد قرار عاشقانه بگذارد .. هواسش به آدم باشد ...و حالا که همه این ها را داشتم .. یک چیزی را نداشتم آن هم دقیقا همین آرزو بود !

می دانم که خدا آرزویم را جایی نوشته بود و حالا مرا به این ارزو رسانده بود و خیلی هم ازش ممنونم اما ... حالا اما ..سخت ترین راه زیر پا کذاشتن روی آرزوهایت است .. اینکه بروی مشاوره و مشاوره صریحا بگوید که از همچین آدمی دوری کن .. باورش سحت است که باید روی آرزوهایت پا بکذاری .. و مثل کاغذ مچاله کنی و بندازی توی سطل آشغال ذهنت .و بعد که  از مرکز مشاوره می زنی بیرون

دو چهار راه را پیاده روی می کنی تا فکرت کار کند تا خدا تصمیم درست را بیاندازد توی سرت.... .و دست آخر خودت را می سپاری دست حافظ و حافظ هم نامردی نمی کند.

نیست در شهر نگاری که دل ماببرد          بختم ار یار شود رختم از اینجا ببرد

و بعد اشک توی چشم هایت جمع میشود ..دل سیر که گریه می کنی ... تصمیمت را گرفته ای.... تلفن را بر می داری و همه چیز را تمام می کنی...حالا دیگر مثل آسمان محکم شده ای !

عکس نوشت: زندگی شاید یک همچین چیزی باشد ما خبر نداریم!

بعد نوشت: راستش سخت است .. زندگی را می گویم

حرف نوشت:

  و همیشه یک جای کار می لنگد!

                                       شاهزاده کوچولو

/ 8 نظر / 8 بازدید
اپیزود

خوب می فهمم چه می گویی رفیق... خوب خوب خوب... این حس آنقدر آدم را عصبانی می کند که نگو دوست داری پرده آبی رنگ و مسخره آسمان را بگیری و پاره کنی و داد بزنی لعنتی این آرزوی ده سال پیش من بود الان میخواهمش چه کار؟؟؟؟؟ یا نه آنقدر آرام و بی تفاوت نگاه کنی و بدون اینکه اصلا حال حرف زدن داشته باشی بگذری ... بگذری از چیزی که یک روزی برایش دست و پا میزدی ... همه فکر می کنند که چقدر قوی هستی و چقدر منطقی داری عمل می کنی ولی خودت بهتر از هر کسی می دانی که دیگر اشتیاقی برایت نمانده است

اپیزود

خدا بگم چیکارت کنه... منو توی حال و هوای بدی انداختی[ناراحت]

بهار

lمطلب دلنشینی بود ولی علت اینکه مشاور گفت ازش حذر کن چیه؟[سوال]

sam

به گمانم همان وقتی که سرم به عشق گرم بود زندگی را دستکاری کردند وگرنه... نه وقتِ رفتنِ تو بود نه پایانِ من...

sam

وری نایس.[دست][گل]

sam

وبت زیباست.لینک شدید[گل]

ماه دیس

تصمیم درست! .. این واژه رو دوست ندارم ... روح و روان آدم رو خراش میده

خواب نما

خدا به بنده هایی که دوست دارد دل بریدن یاد می دهد... یاد می دهد که چقدر راحت عزیزها در چشم آدم ذلیل می شوند... یاد می دهد که دنیا ارزش دل بستن ندارد... یاد دادن دل کندن هزینه دارد عزیزم[لبخند]