بعضی حرف ها یادگاری اند..

و این چنین شد که اسم من را گذاشتند آهید....می پرسید خوب چه چنینی شد؟ ..خوب راستش را بخواهید هیچ چنینی نشد!  واما یک چنینی شد که  هر جا که باشی فرقی هم نمی کند توی صف دکتر باشی یا توی صف اتوبوس  یا سر مصاحبه کارگزینی برای استخدام یا توی جلسه خواستگاری یا.توی بانک یا ..توی تخت تزریقات خوابیده باشی تا پرستار بیاید آمپولت را بزند و همین طور که دارد کارش را می کند بگوید آهید یعنی چی؟ و تو بگویی یعنی آهو .."آهوی صحرایی" و طرف بگوید : "چه قشنگ " و اگه خیلی خوش ذوق باشد می گوید : مثل خودت قشنگه و تو می خندی و او می خندد و خداحافظی می کنی اما رد لبخندش روی صورتت می ماند وپهن می شود روی دیوار قلبت و تا همیشه این جمله را توی ذهنت یادگاری نگه می داری که "اسمت مثل خودت قشنگه" و فکر می کنی که این جمله توی ذهنت توی این قحطی حرف های قشنگ چه می چسبد...!!!!

 

عکس نوشت: به یاد برف ..که چشم انتظارمان گذاشته است این روزها...!

شعر نوشت:

همراه شو عزیز 

همراه شو عزیز

کاین درد مشترک

هرگز جدا جدا 

درمان نمی شود!!

                        محسن نامجو

/ 7 نظر / 8 بازدید
کپراتور

سلام آهید بانو وبلاگتان هم مثل اسمتان زیباست!

آزاده

اسمتون قشنگه. شجریان هم خونده هم راه شو عزیز رو.

اپیزود

از شما چه پنهان ما هم چند باری می خواستیم بپرسیم خجالتیدیم[خجالت] ولی من فکر می کردم چیزی توی مایه های آه و ناله باشد... البته هر چه که هست قشنگ است

اپیزود

تازه چند باری هم صرفتان کردم که آهم آهی آه است آهیم اهید آهند ردیف دوم وسطی شما بودید...

اپیزود

دو تا از آهنگ های محسن را خیلی دوست دارم یکی دهه شصت و دیگری ساربان فوق العاده اند.