الف

اوضاع عجیب غریبی است..

ببینم شما هم شنیدین که هر آدمی یک مکانی داره که در آن آرامش می گیره مکانی که تو اون حس خوبی داره...این نقطه را نقطه الف هر شخص می گویند..خوب باید عرض بنمایم که من هم نقطه الفی دارم که در آن آرامش می گیرم آن هم صندلی آخر ردیف آخر سرویس اداره است .....!!!! صبح ها زیر باد لم می دهم و سعی می کنم آدم های خابالوی کله صبح را نگاه کنم که انگار از رو چشم هایم سر می خورند...جدا لذت وصف ناپذیری دارد !!!

بعله داشتم می گفتم که نقطه الف من البته فقط مختص به من نیست درست سمت دیگر ردیف آخر (سمت پنجره راست) اختصاص دارد به پسری که گویا نقطه الفش را او هم پیدا کرده و وقتی سوار می شود یک راست می آید و انجا می نشیند و لطف کرده تا رسیدن به اداره مرا می پاید (آن هم زیر چشمی) نه جدا مردها فکر می کنن که ما زن ها خریم؟؟؟ بلا نسبت البته .....خلاصه این که این آقا یک دو سه باری به چشم های درشتش مستقیم نگاه می کند و بعد هم n بار به صورت زیر چشمی چشم مرا در می آورد ..نمی دانم چه حکمتی است اما ابدا ازش خوشم نمی آید یک جورایی حال به هم زن است الان که دارم راجع بهش می نویسم یک جورایی مشمئز می شوم...

نمی دانم شاید به خاطر کفش هایش باشد که همیشه خدا کثیف است فکرش را بکنید کت و شلوار طوسی به کفش های مردانه خاکی .. یا شایدم به خاطر کله در حال کچل شدنش یا شایدم ..ولش کن چه می دانم  مهم این است که من توی الفم خیلی حال می کنم و سعی می کنم الفم را توی سرویس برای خودم نگه دارم ..برای خود خودی خودم.....:)

/ 2 نظر / 5 بازدید
مه زده

منم همیشه وقتی اتوبوس سوار میشم دقیقا همونجا میشینم... اگه اونجا خالی نباشه م وایمیستم.... احاطه دارد به همه جا .... اما انجا نقطه ی الفم نیست...یک جایی هست بیرون شهرمان بالای کوه....از انجا همه ی شهر فقط چراغ های روشنیست... گمانم انجا نقطه ی الفم باشد... قشنگ بود "اهید" اهید یعنی؟؟؟

اقای قاف

شاید نقطه الف اون پسره کنار پنجره نیست،کنار توئه ولی مردی که کفشهای خاکی دارد معنیش این نیست ادم شلخته ایه ، شاید مرد کار و زندگیِ که در هر حال از این سوسول ها بهتره