کنار دریا

دریای آبان ماه آرام بود .. داشتم کنار دریا راه می رفتم......خواهر زاده ام یک چوب برداشته بود و مرتب توی شن های خیس فرو می برد ..می خواستم بنشینم روی تخته سنگی که دو متر آن طرف تر بود و خیره بشوم به دریا .. بلکه ذهنم آرام بگیرد..

اما نمی گذاشت ..."اسم دریای خزر چرا خزره؟!! "فکرش را بکنید 200 کیلومتر کوبیده باشی آمده باشی شمال که وقتی می آیی ساحل به این سوال جواب بدهی؟؟ موج می آمد خیس می کرد بوت های 100 هزار تومانی که 2 سال پیش از پاساژ ونک خریده بودم و آخ نگفته بود ..اما آن لحظه هیچ اهمیتی نداشتند ..با بد اخلاقی گفتم چه می دانم ..چرا یخچال را گذاشتند یخچال؟؟؟  معلوم بود به فکر فرو رفت ..من اما ولش کردم به ابرهای کومولوس توی افق نگاه کردم و نفس عمیق کشیدم ..و فکر کردم که کاش ماهی یا دلفینی چیزی بودم آن وقت می رفتم توی آب و می پریدم بالا ..چه کیفی می‌داد... "یخچال و برا این گذاشتن یخچال چون توش یخ چاله می کردن دیگه .. تازه بابام می گه که دریای خزر و می گن کاسپین " ..گفتم خوب تو که می دونی جرا می پرسی .. با بداخلاقی سرم را چرخاندم .. ولی می دانستم اثر ندارد.. کلا بداخلاقی ‌های من روی هیچ کس اثر ندارد .. شاید به خاطر این باشد که خودم دوست ندارم اثر داشته باشد. اما دوست نداشتم آن جا می بود. بچه شیطان و شیرینی که حتی از فرط محبت می خواستم لپش را گاز بگیرم اما آن لحظه حوصله اش را نداشتم می خواستم نباشد . می خواستم آن جا خصوصی به دریا نگاه کنم ..خصوصی به چیزی فکر کنم که اسمش زندگی بود .. زندگی که کنار دریا لخت می شد و لخت و عور از ب بسم اله می آمد جلوی چشمانم .نمی دانم این چه خاصیتی است از دریاست یا از من. که تمام خاطرات غمناک زندگی تمام شکست ها تمام نداشتن ها نبودنها می ریزد توی سرت ..راستش را بخواهید می خواستم به خاطر همین زندگی خصوصی با دریا گریه کنم ...


 بعد نوشت: چالوس زیبایی دارد که به پیچ هایش می ارزد...

بعد نوشت 2: سفر چسبید ..گرچه کم بود .. به قول بابام: هر چیزی کم باشه می‌چسبه

شعر نامه:

سخت است فتح کشوری که متحد باشد

                                                موهای تو آّشفته و صد دسته تر بهتر

 

/ 1 نظر / 7 بازدید
مشق سکوت - رها

دلم برای شمال و هواش تنگ شده، برای ساحلش، نمیدونم چرا جرات رفتن به اونجا رو ندارم؟! چقدر این تصویر زیباست بانو